ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ
: پس از آنها امتهاى ديگرى در عصرهاى بعد بوجود آورديم .
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ
: اين جمله تهديدى است براى مشركين . يعنى هيچ امتى پيش از به پايان رسانيدن مدت خود نميميرد و پيش از مدتى كه بايد بماند ، نبايد بماند . برخى گويند : منظور اين است كه فرا رسيدن عذاب ايشان وقتى دارد كه بيش و كم نميشود . اجل ، زمانى است كه براى انجام چيزى مقرر شده است . اجل محتوم قابل تغيير نيست . اما اجل مشروط ، بحسب شرط تغيير مىكند .
اجلى كه در آيه ذكر شده ، همان اجل محتوم است .
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا
: آن گاه پيامبران خود را يكى بعد از ديگرى فرستاديم .
برخى گويند : يعنى آنها را بفاصلههاى كم فرستاديم .
كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ
: هر رسولى نزد امت خود رفت ، مورد تكذيب واقع شد .
فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً
: ما هم آنها را پى در پى هلاك كرديم .
وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
: و آنها را به سرنوشتى گرفتار كرديم كه از آنها داستانى شوم در ميان مردم بعد بيادگار ماند .
فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
: مردم بى ايمان از رحمت خدا دورند .
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
:
آن گاه موسى و برادرش هارون را با نشانههاى روشن و برهان آشكار ، بسوى فرعون و اشراف كشورش فرستاديم . علت اينكه اشراف را ذكر مىكند ، اين است كه سايرين تابع ايشانند .
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ
: آنها از قبول حق كبر ورزيده ، سر باز .
زدند و مردم گردن فرازى بودند كه بر تودهء مردم غالب شده ، آنها را برده و بنده خويش ساخته بودند .
فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا
: گفتند : چگونه به دو بشر ايمان بياوريم كه