خود بازى ميكرد ، فرمود : اگر دلش خاشع بود ، اعضاى بدنش نيز خاشع بودند . از اين روايت استفاده مىشود كه : خشوع در نماز هم بقلب است و هم به اعضاء . خشوع قلب اين است كه از همه چيز اعراض كند و تنها متوجه پرستش و نيايش خدا باشد . و خشوع اعضاء اين است كه چشم را فرو نهد و توجه به كسى و چيزى نكند و از كارهاى بيهوده خوددارى كند .
ابن عباس مىگويد : معنى خشوع اين است كه افرادى كه در سمت راست و چپ او قرار دارند ، نشناسد .
در روايت است كه پيامبر خدا در حال نماز چشم را متوجه آسمان ميكرد .
همين كه اين آيه نازل شد ، سر را پائين انداخت و ديده را بر زمين دوخت .
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
: كسانى كه از هر گفتار و كردار بيفايده و بىاهميت خوددارى ميكنند . چنين چيزهايى زشت و ناپسند است و بايد از آنها اعراض كرد .
ابن عباس گويد : مراد از لغو باطل است . حسن گويد : همهء معاصى است . سدى گويد : دروغ است . مقاتل گويد : فحش است . زيرا كفار مكه پيامبر و اصحابش را فحش و ناسزا ميگفتند . از اينرو بمؤمنين دستور داده شد كه از جواب دادن آنها خوددارى كنند .
از امام باقر ( ع ) نقل است كه : لغو اين است كه انسانى به باطل سخن گويد يا به تو نسبتى دهد كه در تو نباشد و تو براى خدا از او اعراض كنى .
در روايت ديگر است كه مراد از لغو ، غنا و لهو است .
وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ
: آنان كه زكات را ادا ميكنند ، در اينجا به جاى اذا فعل به كار رفته ، زيرا ادا هم فعل است . چنان كه امية بن ابى الصلت مىگويد :
المطعمون الطعام فى السنة الازمة و الفاعلون للزكوات آنها در سال قحطى اطعام ميكنند و زكات ميدهند .
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
: يعنى مردان مؤمن فرج خود را از آميزشهاى