مقصود :
مقصود اكنون بذكر دليل ديگرى بر يگانگى خود پرداخته ، مىفرمايد :
وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ
: خدا كسى است كه شما را بعد از آنكه نطفه و بيجان بوديد ، حيات بخشيد و هنگامى كه اجلتان فرا رسيد شما را ميميراند و در روز حساب شما را بر مىانگيزد . از اين بيان استفاده مىشود كه كسى كه قادر بر حيات بخشيدن ابتدايى است ، قادر بر حيات بخشيدن مجدد است .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ
: انسان منكر است زيرا با همهء دليلهاى روشن خدا را انكار مىكند .
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ
: براى هر يك از امتهاى گذشته ، شريعت و آئينى قرار دادهايم كه به آن عمل ميكردهاند . اين معنى از ابن عباس است . برخى گويند :
يعنى براى آنها مكانى قرار دادهايم كه بدان انس گرفته ، در آنجا عبادت خدا كردهاند .
مناسك حج هم جاهايى است كه محل پرستش خداست ، مجاهد و قتاده گويند : يعنى براى هر كدام محلى - مثل منى يا جاهاى ديگر - قرار دادهايم كه در آنجا قربانى كنند .
فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ
: آنها بايد با تو در امر قربانى نزاع نكنند . تو هم بايد با آنها نزاع نكنى ( معنى باب مفاعله ) نزاع آنها اين بود كه ميگفتند : آيا كشتهء خود را ميخوريد ولى كشتهء خدا را نميخوريد ؟ يعنى چرا ميته را نميخوريد ؟
پس حق ندارند در اينباره با پيامبر خدا خصومت كنند .
برخى گويند : مقصود اين است كه دين آنها نسخ شده است . بنا بر اين حق ندارند با پيامبر خدا مجادله كنند .
وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ
: به سخن آنها گوش نكن و بدعوت خويش بسوى خدا و دين ادامه بده .
إِنَّكَ لَعَلى هُدىً مُسْتَقِيمٍ
: كه تو بر دينى پايدار هستى .
وَ إِنْ جادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ
: اگر در بارهء قربانى با تو جدال كنند ، بگو : خداوند به تكذيب شما داناتر است و كيفر شما را ميدهد . اين آيه پيش از