أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ
: پاكان از آنچه مىگويند ، منزهند . فراء گويد : منظور عايشه و صفوان است . ( در جمع جانب مذكر تغليب شده است )
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
: اين زنان و مردان پاك ، گناهانشان از جانب خداوند آمرزيده مىشود و در بهشت از روزى ارزندهء او استفاده ميكنند .
اكنون مؤمنين را مخاطب ساخته ، مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا
:
اى مردم مؤمن داخل خانههاى ديگران نشويد ، مگر اينكه اجازه بگيريد .
برخى گويند : يعنى آشنايى بدهيد و خود را معرفى كنيد .
ابو ايوب انصارى گويد : پرسيدم يا رسول اللَّه ، مقصود از استيناس چيست ؟
فرمود : اينكه انسان تسبيح و حمد و تكبير بگويد و تنحنح كند كه اهل خانه متوجه او شوند .
سهل بن سعد گويد : مردى در يكى از حجرههاى رسول خدا نگاه كرد . حضرت در حالى كه ابزارى در دست داشت و سر را اصلاح ميكرد ، فرمود : اگر ميدانستم نگاه ميكنى ، اين را به چشمت مىزدم . تنها در موقع نگاه كردن ، بايد اجازه گرفت .
در روايت است كه مردى خدمت پيامبر عرض كرد : از مادرم هم اجازه بگيرم ؟
فرمود : آرى . گفت : او بجز من خادمى ندارد . آيا بايد از او اجازه بگيرم ؟ فرمود :
آيا ميل دارى او را عريان ببينى ؟ مرد جواب داد : نه . فرمود : پس اجازه بگير .
وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
: و مگر اينكه سلام كنيد . برخى گفتهاند : در اينجا تقديم و تأخير است . يعنى داخل نشويد مگر اينكه سلام كنيد و اجازه بگيريد . اگر اجازه داده شد ، داخل شويد . برخى گويند : يعنى داخل نشويد مگر اينكه بوسيله سلام اجازه بگيريد .
در روايت است كه مردى بوسيلهء تنحنح از پيامبر خدا اجازه خواست . حضرت به زنى كه نامش روضه بود ، فرمود : برخيز و به او ياد بده كه بگويد : السلام عليكم .
داخل شوم ؟ آن مرد شنيد و همين كار را كرد .