قرائت :
اربع شهادات : كوفيان - بجز ابو بكر - به رفع و ديگران به نصب خواندهاند .
نصب بنا بر اين است كه مفعول « شهادة » و رفع بنا بر اين است كه خبر آن باشد .
در مورد « الخامسة » دوم حفص به نصب و ديگران به رفع خواندهاند .
ان لعنة اللَّه و ان غضب اللَّه : نافع « ان » را مخفف و دو كلمهء لعنت و غضب را به صورت فعل ماضى و « اللَّه » را به رفع خوانده است .
شأن نزول :
از ابن عباس نقل شده است كه چون اين آيه نازل شد ، عاصم بن عدى به پيامبر عرض كرد : آيا اگر مردمى از ما زنش را با مردى ببيند و خبر دهد ، هشتاد تازيانه مىخورد ؟ حال آنكه اگر بخواهد در آن حال چهار شاهد پيدا كند ، آن مرد كار خود را تمام مىكند و پى كارش مىرود . فرمود : خداوند اينطور فرموده است .
عاصم سخن پيامبر خدا را شنيد و رهسپار خانه شد . هنوز به خانه نرسيده بود كه هلال بن امية به او بر خورد و با ناراحتى به او اطلاع داد كه شريك بن سحما را روى شكم زنش ديده است .
عاصم نزد پيامبر آمد و هلال ماجرا را به اطلاع پيامبر رسانيد . پيامبر خدا همسر هلال را احضار كرد و از او پرسيد : شوهرت چه ميگويد ؟ گفت : شريك بن سحما به خانه ما مىآمد و قرآن ياد من ميداد . گاهى شوهرم او را با من تنها در خانه ميگذاشت .
نميدانم غيرتش تحريك شده يا اينكه از تحمل مخارج من ناراحت است ؟ ! از اينرو خداوند اين آيات را نازل كرد .
حسن مىگويد : وقتى كه آيهء
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ . . . »
نازل گرديد ، سعد بن عبادة گفت : يا رسول اللَّه ، اگر كسى مردى را با زن خود ديد و او را كشت ، او را ميكشيد و اگر از آنچه ديده است ، خبر داد ، هشتاد ضربهء شلاقش مىزنيد ؟ . . .
سعد بن عباده مىگويد : اگر مردى را بر ران لكاع ببينم ، متعرض او نميشوم