تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ذهول : غفلت . حمل : باردارى . مريد : آمادهء فساد . مضغه : مقدارى از گوشت كه جويده شده . همود : خشكيدن و كهنه شدن . بهيج : نيكى صورت .

اعراب :

يَوْمَ تَرَوْنَها
: متعلق به « تذهل » . ارضعت : مفعول اين فعل محذوف است . سكارى : حال و اگر « ترى » بمعنى ظن باشد مفعول ثانى . نقر : مرفوع و عطف بر « خلقناكم » يا بنا بر استيناف و خبر مبتداى محذوف و مفعول آن « ما نشاء » يا محذوف و « ما نشاء » ظرف . لتبلغوا : جار و مجرور و متعلق بمحذوف .
لِكَيْلا يَعْلَمَ
: متعلق به « يرد » و « كى » بمعنى « ان » .

شأن نزول :

عمران بن حصين و ابو سعيدى خدرى گويند : دو آيهء اول سوره بهنگام شب در بارهء جنگجويان بنى المصطلق كه از طايفهء خزاعه بودند نازل شده است . هنگامى كه مردم حركت ميكردند ، پيامبر ندا كرد و همه آمدند ، اطراف پيامبر جمع شدند و آيه را بر آنها خواند . آن قدر گريستند كه سابقه نداشت به اندازهء آن شب گريه كرده باشند . فرداى آن شب كسى زين از روى اسبها برنداشت و خيمه بر نيفراشت و هم چنان مىگريستند و اندوه ميخوردند . پيامبر فرمود : ميدانيد آن روز چه روزى است ؟ گفتند : خدا و رسولش داناترند . فرمود : همان روزى است كه خداوند به آدم ميفرمايد : فرزندانت را به آتش مىسوزانم . آدم مىگويد : چقدر ؟ ميفرمايد : از هر هزار نفر 999 نفر به آتش دوزخ