« ادرى » هستند .
وَ إِنْ أَدْرِي
: مفعول اين فعل محذوف است ، يعنى « كيف يكون الحال »
مقصود :
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
: در روز قيامت ، خداوند آسمان را مثل طومارى كه براى نوشتن مهيا شده است در هم مىپيچد ، برخى گويند : « سجل » نام ملكى است كه اعمال بندگان را مىنويسد و برخى گويند : نام يكى از كاتبان پيامبر خدا بود .
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
: همانطورى كه آنها را در رحم مادران برهنه خلق كرديم ، ديگر باره آنها را برميگردانيم . برخى گويند : يعنى قدرت ما بر بازگرداندن مانند قدرت ماست بر آغاز . برخى گويند : يعنى هر چيزى را هلاك مىكنيم ، و به صورت اول در مىآوريم .
وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ
: ما شما را به اين كار وعده دادهايم و بوعدهء خود وفا مىكنيم .
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ
: در بارهء اين جمله اقوالى است : 1 - زبور كتب انبياء است . يعنى ما در كتب همهء انبيا بعد از ام الكتاب كه در آسمان است و همان لوح محفوظ است ، نوشتهايم . وجه اين قول اين است كه زبور و كتاب يك معنى دارد .
2 - زبور كتابهايى است كه بعد از تورات نازل شده است و ذكر تورات است . يعنى پس از تورات در زبور نوشتهايم .
3 - زبور كتاب داوود و ذكر كتاب موسى است . اين قول از شعبى است و همو ، ذكر را بمعنى قرآن و بعد را بمعنى قبل گرفته است .
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
: برخى گويند : يعنى زمين بهشت را بندگان صالح من به ارث مىبرند . مثل :
« الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ »
( مؤمنون 11 ) آنها كه بهشت فردوس را به ارث مىبرند . برخى گويند : مقصود همين زمين است كه