همانطورى كه در آغاز خلقت ، شروع كرديم ، آن را بازميگردانيم . وعدهاى است كه انجام آن بر ماست و ما انجام دهندهء اين كاريم . در زبور پس از تورات نوشتهايم كه زمين را بندگان صالح من به ارث مىبرند . در اين كتاب براى مردم عبادتكار ، وصول به حق است . ترا جز رحمت براى جهانيان نفرستادهايم . بگو : به من وحى شده است كه خداى شما يكى است . آيا شما مسلميد ؟ اگر پشت كنند ، بگو همهء شما را بطور مساوى اعلام كردم و نميدانم كه وعدهاى كه داده شدهايد ، نزديك است يا دور ؟ خداوند سخن آشكار را ميداند و به آنچه كتمان مىكنيد عالم است و نميدانم شايد آزمايشى است براى شما و تمتعى است تا وقت معين . گفت : خدايا حكم كن به حق و خداى ما رحمان است و بر آنچه وصف مىكنيد ، بايد از او كمك خواست .
قرائت :
نطوى : ابو جعفر به ضم تاء و « السماء » را برفع و ديگران به فتح نون و « السماء » را به نصب خواندهاند . بنا بر اول فعل مجهول است .
للكتب : اهل كوفه - جز ابو بكر - بصيغهء جمع و ديگران مفرد خواندهاند .
اما از لحاظ معنى يكى است . زيرا از مفرد نيز ارادهء كثرت شده است .
قالَ رَبِّ
: حفص به همين صورت و ديگران « قل » خواندهاند و بنا بر قرائت دوم خطاب است .
اعراب :
كَطَيِّ السِّجِلِّ
: كاف در محل نصب و صفت مصدر محذوف است .
وعداً : مفعول مطلق .
كَما بَدَأْنا
: متعلق به « نعيده » .
رحمة : حال يا مفعول له .
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
: نايب فاعل براى « يوحى » .
عَلى سَواءٍ
: حال از فاعل و مفعول .
ما تُوعَدُونَ
: فاعل « قريب » يا مبتدا و « قريب » خبر . در هر صورت مفعول معلق