ريگها و خاكها دوستش دارم .
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ
: در ظلمت شب و ظلمت دريا و ظلمت شكم ماهى ندا كرد كه جز تو خدايى نيست . منزهى تو . چون ميخواست از خدا مسألت كند ، توحيد و عدل خدا را مقدم داشت و گفت :
إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
: من از كسانى هستم كه ظلم كردهام . يعنى چون بشرم ، ممتنع نيست كه ظلم كنم .
جبائى گويد : افتادن يونس در شكم ماهى براى كيفر او نبود . بلكه بوجه تأديب بود و تأديب براى مكلف و غير مكلف جايز است . زنده ماندن يونس در شكم ماهى معجزى است .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ
: دعاى يونس را مستجاب كرديم و او را از شكم ماهى نجات داديم .
وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
: همانطورى كه يونس را از شكم ماهى نجات داديم ، مؤمنين نيايشگر را هم نجات ميدهيم .
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
: و زكريا را ياد كن كه بدرگاه خدا مسألت كرد كه : خدايا مرا بىوارث و بىفرزند نگذار . تا در امور دين و دنيا مرا كمك كند و پس از مرگ وارث من باشد و تو بهترين وارثانى .
بدينترتيب خدا را ثنا مىكند كه باقى است و بهترين بازماندهء همهء مردگان است . همه ميميرند جز او كه باقى است .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى
: دعايش را مستجاب كرديم و يحيى را به او بخشيديم . حارث بن مغيره به امام صادق ( ع ) عرض مىكند : من از خانوادهاى هستم كه منقرض شدهاند و فرزندى ندارم ، فرمود : در سجده بخوان
« رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ »
گويد : اين كار را كردم و خدا على و حسين را به من داد .
وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ
: زنش را كه نازا بود ، اصلاح كرديم و زائو شد . پير بود و