رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ
: نعمتى است از ما بر ايوب و موعظهاى براى عبادتكاران در صبر و توجه به خدا و توكل بر او . زيرا هيچكس در عصر ايوب ، پيش خدا گرامىتر از ايوب نبود كه به محنتهاى بزرگ گرفتارش كرد و او هم به خوبى صبر كرد . پس هر عاقلى بايد در وقت محنت صبر كند و بداند كه عاقبت صبر نيكوست .
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ
: و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را ياد كن كه به آنها انواع نعمتها را عطا كردم و آنها نيز در برابر بلاها و اطاعت ، صبر مىكردند .
اسماعيل در بلدى كه نه زراعت بود و نه حيوان ، با صبر و شكيبايى استقامت كرد و كعبه را ساخت و ادريس در راه دعوت بسوى خدا صبر كرد و اول پيامبرى بود كه بسوى قومش مبعوث شد و آنها را دعوت كرد و آنها معصيت كردند و خدا آنها را هلاك كرد و ادريس را به آسمان ششم برد . اما ذا الكفل ، برخى گويند : مرد صالحى بود كه در خدمت پيامبرى روزها روزهدار و شبها عبادت ميكرد و تصميم گرفته بود كه خشم نگيرد و به حق پايبند باشد . او طبق همين تصميم عمل كرد و خداوند او را پاداش داد .
برخى گويند : او نيز پيامبر بود و معنى كفل ضعف است . يعنى بخاطر شرافت عملش چند برابر اعمال ديگران به او پاداش داده شد . برخى گويند : الياس است . برخى گويند :
يسع است و اين نه آن يسعى است كه قرآن مىگويد : تكفل كرد شاه جبارى را كه اگر توبه كند به بهشت رود و نوشتهاى نيز به او داد . شاه كه نامش كنعان بود توبه كرد .
به اين جهت آن پيامبر ذا الكفل ناميده شد . يعنى صاحب خط .
در كتاب نبوت از عبد العظيم حسنى نقل شده است كه نوشتم خدمت امام باقر و در بارهء ذا الكفل از او سؤال كردم كه نامش چه و آيا پيامبر بود يا نه ؟
حضرت نوشتند : خدا صد هزار نبى و بيست و چهار هزار نبى مرسل مبعوث كرد كه 313 تن از آنها بودند و ذا الكفل از همين عده بود بعد از سليمان بن داوود و مثل داوود در ميان مردم قضاوت ميكرد و هيچوقت خشم نميگرفت و نامش ادويا بن ادارين بود .