فَجَعَلَهُمْ جُذذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ
: بتها را قطعه قطعه كرد ، بجز بت بزرگ را كه به حال خود گذاشت . اين بت از لحاظ ساختمان بزرگتر بود يا از لحاظ احترام . گويند :
با تيشهاى كه در دست داشت ، يكا يك آنها را شكست . همين كه به بت بزرگ رسيد ، تيشه را بر گردنش نهاد و خارج شد .
لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ
: شايد آنها بسوى بت بزرگ برگردند و از او بپرسند و او جواب ندهد و آنها به جهل خداى خويش پى برند .
قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ
: همين كه برگشتند و بتها را شكسته ديدند ، گفتند : هر كس با خدايان ما چنين كرده ، به خود ظلم كرده است .
زيرا كشته خواهد شد . يا اينكه : پرسيدند : كه اين كار را با خدايان ما كرده ؟ او ظالم است . زيرا كار نابجايى كرده است .
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
: يكى از آنها كه از نقشهء ابراهيم مطلع شده و تهديد ابراهيم را دربارهء بتها شنيده بود ، آنچه از ابراهيم شنيده بود به اطلاع آنها رسانيد و آنها گفتند : ما مىشنيديم كه جوانى از بتها بد گويى مىكند و مىگويد : اينها سود و زيانى ندارند ، نمىبينند و نمىشنوند .