اندازهء دانهء خردلى باشد ، براى مجازات حاضر مىكنيم و كافى است كه ما به همه چيز عالم و حساب كنندهء همهء چيزهاييم . بديهى است كه حسابگر بايد عالم و حافظ باشد .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ
: بموسى و هارون تورات داديم كه ميان حق و باطل فرق مىگذاشت و حق موسى را از باطل فرعون جدا كرد . برخى گويند :
فرقان شكافتن درياست .
وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ
: تورات راه را روشن ميكرد و وسيلهء هدايت گم - گشتگان بود و مردم پرهيزكار از مطالب آن اندرز مىگرفتند .
سپس در وصف متقين ميفرمايد :
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ
: آنها در حال خلوت و تنهايى و در خلوتخانهء دل ، بدون ريا از خدا بيمناكند .
وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ
: و از روز قيامت و خطرات آن مىترسند .
وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ
: ما اين ذكر مبارك را كه تا روز قيامت نفع مىبخشد ، نازل كرديم .
برخى گويند : قرآن را مبارك ناميده است زيرا فوائد معنوى آن بسيار و پندها و اندرزهاى آن فراوان است . چون قبلا تورات را وصف كرده بود ، در اينجا قرآن را وصف كرد .
أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ
: براى توبيخ است . يعنى چرا چنين اعجاز بزرگى را منكريد ؟
نظم :
وجه اتصال قصهء موسى و هارون بما قبل اين است كه قبلا وحى را شرح داده بود . بدنبال آن بيان كرد كه نزول قرآن بر پيامبر اسلام چيز تازهاى نيست . بر موسى و هارون هم تورات نازل شد .
برخى گويند : متصل است به
« لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ »
يعنى همانطورى كه ترا استهزاء كردند ، با اينكه كتاب بر تو نازل شده است ، موسى و هارون را هم استهزا كردند ، با اينكه بر آنها نيز كتاب نازل شده بود .