خواندهاند . نصب بنا بر اين است كه خبر « كان » باشد به تقدير « و ان كان الظلامة مثقال » و اين بهتر است .
اتينا بها : بعضى بمد و بعضى بقصر خواندهاند .
لغت :
نفحه : واقعهء كوچك .
قسط : عدل . اين مصدر به معناى « ذوات القسط » است .
اعراب :
شيئا : مفعول ثانى « تظلم » يا مفعول مطلق به معنى « ظلما » .
مثقال : اگر رفع دهيم فاعل « كان » تامه و اگر نصب دهيم خبر « كان » ناقصه است .
حاسبين : تميز يا حال . دخول باء بر سر « بنا » بخاطر اين است كه خبر به معنى امر است . يعنى « اكتفوا بنا . . . »
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ
: در محل جر و صفت « المتقين » يا در محل رفع .
بالغيب : حال .
مقصود :
چون قبلا در بارهء عذاب سخن گفته ، اينك بدنبال آن ميفرمايد :
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
:
اگر اندكى از عذاب پروردگارت به ايشان رسد ، مىگويند : واى بر ما كه ظالم بودهايم .
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ
: روز قيامت ميزانهايى كه از روى عدالت و دادگرى هستند ، و هيچ ظلمى در آنها نيست ، مىنهيم و هر كسى را به اندازهء استحقاقش جزا ميدهيم . نه نيكو كار كمتر از استحقاقش پاداش ميگيرد و نه بدكار بيشتر از استحقاقش كيفر مىبيند . در بارهء ميزان در سورهء اعراف گفتگو كردهايم ( آيه 85 ) .
فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً
: از نيكى نيكان چيزى كم و به بدى بدان چيزى افزوده نميشود .
وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ
: اگر عملى به