فقير پيامبر بودند ، نازل شده است . زيرا افرادى مثل عيينة بن حصين و اقرع بن حابس و . . . خدمت پيامبر آمده ، عرض كردند يا رسول اللَّه ، اين پشمينه پوشان كه از زير بغلشان بوى تعفن بمشام مىرسد ، از خود دور كن ، تا ما بمجلس تو در آييم و ترا در صدر مجلس قرار دهيم ، زيرا با بودن آنها ممكن نيست ما نزد تو آييم .
هنگامى كه اين آيه نازل شد ، پيغمبر آنها را در آخر مسجد ، جا داد تا بذكر خدا مشغول شوند و فرمود :
- ستايش خدايراست كه مرا زنده گذاشت و به من امر كرد كه با مردانى صبر كنم كه در مرگ و زندگى با آنها هستم .
مقصود :
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ
: اى محمد ، با صبر و شكيبايى قرين و همدم كسانى باش كه همواره مشغول نمازند و صبح و شام خداى را مىخوانند و شغل ديگرى ندارند . اينان روز را با دعا شروع و ختم ميكنند .
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
: از اين كار خشنودى خدا را مىخواهند . بقولى يعنى :
مقصود آنها از اين كار ، تعظيم خداوند و تقرب به اوست . نه ريا و تظاهر .
وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا
: چشمان تو از آنها برداشته نشود و توجه باهل دنيا نداشته باشد . در حالى كه مقصود از اين كار ، همنشينى ثروتمندان - و اشراف باشد . پيامبر اشتياق زيادى داشت كه سران مشركين ايمان بياورند ، زيرا با ايمان آوردن آنها ممكن بود تابعان آنها نيز ايمان آورند . او ميلى به دنيا و اهل آن نداشت . گاه گاهى با رؤساء ملايمت مىكرد به اميد اينكه ايمان آورند . در اين آيه به او دستور داده شد كه از آنها رويگردان باشد و به فقراى مؤمنين روى آورد و چشم خود را از آنها برندارد و فكر مجالست اشراف را از سر بدر كند .
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا
: در اينباره اقوالى است :
1 - از كسانى كه دلشان را در معرض غفلت قرار دادهايم و پيرو هواى نفس هستند :
پيروى مكن . اين آيه ، نظير آيهء :
فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
است .