ايقاظ : جمع « يقظ » و « يقظان » يعنى بيدار .
رقود : جمع « راقد » يعنى خواب .
وصيد : محل بستن در . آستانه و جلو در .
اعراب :
إِذا طَلَعَتْ . . .
فِي فَجْوَةٍ
: مفعول دوم « ترى » .
وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ
: حال .
ذراعيه : مفعول « باسط » كه اگر چه به معناى ماضى است ، لكن حكايت حال است .
المهتد : اين كلمه را در اينجا بدون ياء و در سورهء اعراف به ياء مىنويسند .
حذف ياء در اسم جايز و در فعل جايز نيست زيرا در فعل اگر حذف شود علامت جزم است .
لَوِ اطَّلَعْتَ
: واو مكسور است . ضم آن نيز جايز است .
فرارا : مفعول مطلق .
رعبا : تميز .
مقصود :
اكنون خداوند متعال به شرح حال آنها در غار ، پرداخته ، مىفرمايد :
وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ
: اگر هنگام طلوع ، بخورشيد نگاه ميكردى ، ملاحظه ميكردى كه به سمت راست ، مايل شده است .
وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ
: و هنگام غروب ، در سمت چپ غار قرار مىگرفت و به اين ترتيب ، خورشيد هرگز ، پرتو خود را به داخل غار نمىتابانيد و از غار و ساكنانش ، منحرف بود .
اين معنى از ابن عباس است .
وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ
: آنها در فراخناى غار ، غنوده بودند . قتاده گويد :
يعنى در فضاى غار .
برخى گويند : منظور اينست كه داخل غار طورى وسيع بود كه اگر كسى