خيانت نخواهم كرد . من دوستان خدا را دوست ميدارم . شما بخوابيد تا من پاسدار شما باشم .
برخى گويند : اين سگ ، سگ شكارى آنها بود . مقاتل گويد : اين سگ ، زرد بود . ابن عباس گويد : اين سگ سفيد و سياه و نامش « قطمير » بود .
در تفسير حسن است كه اين سگ سيصد و نه سال بدون آب و غذا و خواب ، در آنجا خوابيد .
لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً
: اگر بغار ميرفتى و آنها را در آن حال مىديدى ، از آن مكان مىترسيدى و فرار ميكردى ، و دلت از ترس ، مالامال مىشد . خداوند براى محيط غار ، رعب و وحشتى ايجاد كرده بود ، كه كسى جرأت نزديك شدن بغار نداشته باشد و دست كسى به آنها نرسد و مزاحم آنها نشود و آنها تا مدت معين در آنجا بخوابند .
برخى گويند : آنجا چنان وحشتناك بود كه هر كس مىديد ، مىترسيد ، بعيد نيست كه كفار وقتى بر در غار رسيدند ، ترسيدند كه داخل آن شوند ، از اينرو در غار را مسدود كردند كه ساكنان غار در آنجا جان بسپارند .
اين هم لطفى بود از جانب پروردگار تا درندهاى يا انسانى بمحيط غار راه نيابد و آنها در امن و امان كامل باشند و هيچ خطرى جان و سلامت آنها را تهديد نكند .
برخى گويند : مو و ناخن آنها چنان بلند شده بود كه هر كس آنها را ميديد وحشت ميكرد .
لكن اين مطلب صحيح نيست . زيرا آنها وقتى بيدار شدند ، نفهميدند چقدر خوابيدهاند و گفتند : يك روز خوابيدهايم يا كمتر ( آيه 19 ) سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده است كه : در جنگ روم همراه معاويه بودم . لشكر بغار اصحاب كهف رسيد . معاويه گفت :
- كاش مىتوانستيم اصحاب كهف را ببينيم .
گفتم :