تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

قرائت :

ابن عامر « تزور » و اهل كوفه « تزاور » و ديگران « تزاور » خوانده‌اند . قرائت « تزاور » در اصل « تتزاور » بوده و تاء در زاء ادغام شده است . قرائت دوم بنا بر حذف تاء است . ابو الحسن مىگويد : قرائت اول در اينجا معنى ندارد ، زيرا « هو مزور عنى » يعنى : او از من دلتنگ است . شاعر گويد :
فازور من وقع القنا بلبانه * و شكا الى بعبرة و تحمحم
يعنى : اسب ، از نشستن نيزه بر سينه‌اش به تنگ آمد و با اشك چشم و ناله ، پيش من شكايت كرد . ابو على مىگويد : اين قرائت ، در اينجا نيكو و مناسب است : زيرا جرير مىگويد :
عسفن عن الاداعس من مهيل * و فى الاظعان عن طلح ازورار
يعنى : آنها از آثار خود دور شدند و در كوچ كردن‌ها ، حركت از طلح است . استعمال كلمهء « ازورار » در كوچ كردن ، شاهد اينست كه استعمال آن در حركت خورشيد ، صحيح است . لملئت : اهل حجاز ، به تشديد و ديگران بدون تشديد خوانده‌اند . قرائت تشديد ، به معناى فراوانى است . لكن قرائت بدون تشديد را ترجيح داده‌اند . چنان كه شاعر گويد :
« فتملا بيتنا * اقطا و سمنا »
يعنى : خانهء ما را پر از پنير و روغن ميكنى .

لغت :

قرض : عبور كردن . شاعر گويد :
الى ظعن يقرضن اجواز مشرف * شمالا و عن ايمانهن الفوارس
يعنى : بهودجهايى نگريستم كه از ميان « مشرف » و « فوارس » مىگذشتند ، اولى در سمت چپ و دومى در سمت راست آنها بود . كلمهء « قرض » در چيدن لباس و در قصيده نيز استعمال مىشود . فجوة : زمينى كه وسعت دارد . فجوهء خانه ، وسعت آن .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 23 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى