نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ
: ما داستان آنها را بدون كم و زياد ، براى تو نقل مىكنيم .
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
: آنها جوانانى بودند كه بپروردگار خود ايمان آوردند و ما بر بصيرت آنها افزوديم و بلطف خود در راه ايمان ، آنها را استوارتر كرديم .
خداوند آنها را جوان ناميده است ، زيرا جوانى ، دورهء شكوفا شدن ايمان است .
برخى گفتهاند : جوانى دورهء بذل و بخشش و ترك آزار و اذيت و شكايت است .
برخى گفتهاند : منظور ، ترك محرمات و داشتن خصال نيكوست .
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
: دلهاى آنها را با الطاف و خاطرات تقويت كنندهء ايمان محكم ساختيم ، در نتيجه تصميم قاطع گرفتند كه حق را آشكار سازند و در راه دين ثابتقدم و بر سختىها و دورى از وطن شكيبا باشند .
إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
: اثر آن ايمان قوى ، هنگامى آشكار شد كه در برابر پادشاه جبار و هوسباز زمان خود ، دقيانوس - كه با بىشرمى كوشش ميكرد كه اهل ايمان را از دينشان باز دارد - به پا خاسته ، گفتند : پروردگار ما كه او را پرستش مىكنيم ، همانست كه آفريدگار آسمانها و زمين است .
لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
: ما خدايى جز او نمىخوانيم و اگر جز او خدايى بخوانيم ، سخنى بر زبان آوردهايم كه از حق دور و نمونهء واقعى باطل است .
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ
:
اينها همشهريان ما هستند كه به پرستش خدايانى غير از خداى يكتا پرداختهاند و در اين كارشان ، اسير تقليد كوركورانه شده ، هيچگونه دليلى بر صحت آن ندارند ! چرا اين چنين باشند و چرا بدنبال دليلى قانع كننده نباشند ؟ ! بدين ترتيب ، آيهء شريفه ، از تقليد كوركورانه ، مذمت مىكند و رهنمون