- آيا نگفتم : ترا طاقت آن نيست كه با من باشى .
موسى گفت :
- اين كار ، بدتر از كار اولى است . اما اگر باز هم در بارهء كارها به تو اعتراض كردم ، ديگر با من رفاقت مكن .
تا اينكه بديوارى رسيدند كه منحرف شده بود ، خضر و موسى ، ديوار را راست كردند . موسى كه حوصلهاش سر رفته بود ، گفت :
- اين مردم از ما پذيرايى نكردند و غذايى بما ندادند ، ميخواستى - لا اقل - مزد اين زحمت را از آنها بگيرى .
خضر گفت :
- اكنون . وقت جدايى من و تو فرا رسيده است .
پيامبر اسلام فرمود :
- كاش موسى صبر كرده بود تا خداوند سرگذشت آنها را براى ما تا آخر بيان ميكرد .
سعيد بن جبير مىگويد :
- ابن عباس آيات مربوط به اين داستان را اينطور قرائت ميكرد :
- و كان امامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا . . . و اما الغلام فكان كافرا و كان ابواه مؤمنين .
اصحاب ما نيز روايت كردهاند كه امام صادق ( ع ) قرائت ميكرد :
كل سفينة صالحة غصبا
همين مطلب از امام باقر ( ع ) روايت شده است . حضرت باقر ( ع ) مىفرمود :
قرائت على ( ع ) همين است .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٠٠