( غافر 40 : عليهم اللعنة ) .
برخى گفتهاند : معناى اين جمله ، اين است : اگر بدى كنيد ، جزا و كيفر براى شماست . هر گاه بتوان كلام را حمل بر معناى ظاهر كرد ، بهتر آن است كه از آن عدول نشود .
در هر صورت ، اين خطاب ، متوجه بنى اسرائيل است ، زيرا مقتضاى نظم كلام همين است . ممكن است خطاب بامت پيامبر ما باشد ، بنا بر اين ، جملهء معترضه خواهد بود . چنان كه خطيب و واعظ در ضمن نقل داستان ، مردم را موعظه مىكند ، سپس بر سر نقل داستان مىرود . خداوند متعال ، نخست داستان سركشى بنى اسرائيل را گفت ، سپس اشاره كرد كه بر اثر سركشى آنها گرفتار حملات كوبندهء دشمنان شدند ، آن گاه بيان كرد كه آنها توبه كردند و توبهء آنها را پذيرفت و آنها را بر دشمن مسلط گردانيد .
بدنبال اين مطالب ، مسلمانان را مخاطب ساخته ، فرمود : هر كه نيكى كند ، فايدهء نيكى به خودش باز مىگردد و هر كه بدى كند ، زيان آن دامنگير خودش مىشود ، تا آنها را به نيكى تشويق و از بدى ترسانيده باشد .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ
: همين كه زمان دومين فساد و سركشى شما فرا رسيد ، دشمنان شما به شما حملهور شدند و بر شما غالب گشتند و ديار شما را به تصرف درآوردند .
لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ
: تا شما را بوسيلهء كشتار و اسيرى ، دچار رنج و مشقت و حزن و اندوه گردانند .
برخى گويند : يعنى سران و بزرگان شما دچار حزن و اندوه گردند . بديهى است كه حزن و اندوه آنان موجب حزن و اندوه ديگران خواهد شد .
وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ
: و داخل بيت المقدس و نواحى آن گردند . در اينجا مقصود از « مسجد » مسجد اقصى و كنايه از سرزمين بنى اسرائيل است .
همانطورى كه « مسجد الحرام » را كنايه از « حرم » و سرزمين مكه به كار مىبرند . مراد ، اين است كه : دشمنان بر سرزمين بنى اسرائيل تسلط پيدا مىكنند ، زيرا داخل شدن