فِيهِ شِفاءٌ
: اين ضمير بقولى به عسل و بقولى به قرآن باز مىگردد .
لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ
شَيْئاً
: « شيئاً » ممكن است منصوب باشد به « علم » يا به « يعلم » . بهر كدام منصوب باشد ، ديگرى مفعول لازم دارد . اولى مذهب سيبويه و دومى مذهب فراء است . بنا بمذهب سيبويه فقط يك مجاز لازم مىآيد .
مقصود :
اكنون خداوند بدنبال دلايل توحيد و صنعتهاى عجيب و حكمتهاى بديع ، مىفرمايد :
وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً
: شما را در شتر و گاو و گوسفند ، پندى و عبرتى و راهنمايى است بر قدرت خداوند .
نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً
: و از آنچه در شكم آنهاست از ميان سرگين و خون ، به شما شير خالص مىخورانيم . كلبى از ابن عباس روايت كند كه : هر گاه علف در معده قرار مىگيرد ، قسمت زيرين آن سرگين و قسمت ميان آن شير و قسمت فوقانى آن خون مىشود . خون در عروق و رگها ، و شير در پستان جارى مىشود و سرگين در معده ، مىماند ، بنا بر اين شير بطور خالص به پستان مىآيد و با هيچ مادهاى مخلوط نميشود .
سائِغاً لِلشَّارِبِينَ
: شير خالص در گلوى خورندگان جريان پيدا مىكند و براى آنها گواراست .
كبد ، مواد را به نحوى كه مقتضى تدبير الهى است ، تقسيم مىكند . اين مطلب را خداوند بيان مىكند ، تا كسانى كه : منكر زنده شدن مردگان هستند ، توجه پيدا كنند كه خدايى كه قادر است شير سفيد را از خون و سرگين جدا كند ، مىتواند مردگان را نيز از زمين خارج سازد ، بدون اينكه بدنهاى آنها به يكديگر مخلوط شود .
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً
: حسن گويد : يعنى ميوهء نخل و تاك نيز براى تو وسيلهء عبرت گرفتن است . برخى گويند : موصول حذف شده ، به تقدير « ما تتخذون » يعنى : ثمرات نخلها و تاكها چيزهايى هستند كه شما از آنها