بگويد . اينكه : از ابن عباس روايت شده است كه : « جز قرآن وحيى نيست » منظور وحى خاصى است كه جبرئيل بر پيامبر گرامى اسلام نازل كرده است ، نه انكار معانى مختلف وحى . عرب مىگويد : « اوحى له و اوحى اليه » . عجاج گويد : « اوحى لها القرار فاستقرت » يعنى به او وحى كرد كه قرار گيرد و او قرار گرفت .
مقصود از آيهء شريفه اين است كه خداوند متعال ، به زنبور عسل الهام كرد كه در كوهها و ميان درختان براى خود خانه بسازد . چنان كه مىفرمايد :
أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
: از كوهها و درختان و سر سايههايى كه از شاخ و برگ مو مىسازند ، براى خود خانههايى بسازند و در آن ، عسل بوجود آورند .
كلمهء « يعرشون » داراى دو لغت است : بضم راء و كسر آن و بهر دو لغت هم قرائت شده است . برخى گويند : اين كلمه يعنى : بنا مىكنند و عرش به معناى سقف خانه است .
كلبى مىگويد : مقصود كندوهايى است كه مردم براى زنبور عسل مىسازند . و اگر خداوند به اين حيوان الهام نكرده بود ، در آنها لانه نميكرد .
علت اينكه در مورد زنبور عسل ، امر به كار برده است ، با اينكه زنبور عسل عقل ندارد و غير عاقل را نميتوان امر كرد ، اين است كه : چون در مورد آن ، وحى به كار رفته ، بعد هم امر به كار مىبرد و اين يك نوع توسعهء در استعمال است .
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
: و بزنبور عسل دستور داديم كه از هر درختى كه ميخواهد ، بخورد .
فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا
: و براههايى كه خداوند برايش قرار داده است و براى راهپيمايى هموار و مهيا هستند ، داخل شود .
كلمهء « ذللا » حال است از « سبل » اين قول از مجاهد است .
قتاده گويد : « ذللا » حال است از « نحل » يعنى زنبور عسل بايد در حركت خود مطيع و فرمانبردار خداوند باشد .
يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
: از شكم اين زنبورها عسل ، به