- هنگامى كه با تو سخن مىگفتم ، جبرئيل را در هوا ديدم كه اين آيه را بر من نازل كرد :
- إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ . . .
در اين وقت ، نور اسلام در دل من تابيدن گرفت و نزد عمويش ابو طالب رفتم و او را از اين جريان با خبر ساختم . وى گفت :
- اى آل قريش ، از محمد ( ص ) پيروى كنيد ، تا رستگار شويد ، زيرا او شما را به اخلاق پسنديده امر مىكند .
سپس نزد وليد بن مغيره رفتم و آيه را براى او خواندم . وى گفت :
- اگر اين سخن را محمد ( ص ) گفته است ، سخن خوبى است و اگر خداى او هم گفته است ، سخن خوبى است .
از اينرو خداوند ، اين آيه را نازل كرد :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى
( نجم 34 : آيا ديدى كسى را كه اعراض كرد و كم بخشيد و بر خلاف گفتار خود عمل كرد ) .
عكرمه گويد : پيامبر اين آيه را بر وليد بن مغيره قرائت كرد . وى گفت :
- برادر زاده ، اعاده كن .
پيامبر اعاده كرد .
وليد گفت :
- « ان له لحلاوة و ان عليه لطلاوة و ان اعلاه لمثمر و ان أسفله لمغدق و ما هو قول البشر ! » يعنى : اين سخن شيرين و زيباست ، درختى تنومند است كه تنهء آن نيرومند و شاخ و برگ آن پر ثمر است . اين نه سخن بشر است !
نظم آيات :
وجه اتصال
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً . . .
به سابق اين است كه : چون بيان كرد كه پيامبران در روز قيامت گواه امت خويشند ، بدنبال آن بيان كرد كه خداوند همه را مكلف ساخته و عذر آنها را با فرستادن قرآن و مطالب عالى آن برانداخته است و هر كس كيفر ببيند ، بواسطهء كردار خودش هست ، همهء اينها در شهادت ، داخل است .