برخى گويند : مقصود خويشاوندان پيامبر است كه در آيهء خمس دربارهء آنها فرموده است :
فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى . . .
( انفال 41 : خمس مال براى خدا و پيامبر و خويشاوندان اوست ) به همين مضمون از امام باقر روايت شده است كه :
« نحن هم » يعنى : « ذوى القربى » ماييم .
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
: و از زشتى و كار ناشناخته و ستم نهى مىكند . در اينجا « فحشاء و منكر و بغى » را جداگانه ذكر مىكند ، با اينكه همهء اينها زشت و ناپسند هستند . منظور اين است كه كارهاى ناپسند را جداگانه تفصيل و شرح دهد ، زيرا « فحشا » ، هر عمل زشتى است خواه آشكار باشد ، خواه پنهان و « منكر » ، هر عمل زشتى است كه در ميان مردم انجام گيرد و بر مردم انكار آن لازم باشد و « بغى » ، تعدى بمردم است .
ابن عباس گويد : « فحشا » ، زنا و « منكر » ، هر چيزى است كه مورد انكار شرع باشد و « بغى » ظلم و تكبر است .
سفيان بن عيينه گويد : عدالت ، مساوى بودن آشكار و نهان و احسان ، بهتر بودن پنهان از آشكار و فحشا و منكر ، بهتر بودن آشكار از پنهان است .
يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
: خداوند شما را موعظه مىكند كه اخلاق پسنديدهاى كه در اين آيه است ، به كار ببنديد تا متذكر شويد و بينديشيد و به حق باز گرديد .
ابن مسعود گويد : جامعترين آيات قرآن كه تمام نيكىها و بديها را در بردارد ، همين آيه است .
قتاده گويد : خداوند متعال در اين آيه ، مردم را امر كرد كه مكارم اخلاق را به كار بندند و از اخلاق زشت دورى كنند .
عثمان بن مظعون مىگويد : من بخاطر اينكه پيامبر اسلام مرا همواره باسلام دعوت ميكرد ، حيا كردم و مسلمان شدم ، اما نور اسلام در دلم نتابيده بود . روزى در حضور پيامبر بودم . ناگاه چشمش را به آسمان دوخت ، مثل اينكه مىخواست سؤالى كند . همين كه توجهش از آسمان سلب شد ، علت را سؤال كردم . فرمود :