را بر من نازل كرده است تا دليل نبوت من باشد . قرآن ، سخن بشر نيست و هيچكس هم نمىتواند مثل آن را بياورد . اين جواب نيز طبق سؤال است .
بنا بر قول اول ، معناى
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
اين است كه : روح از امرى است كه تنها خداى من داند و احدى را بر آن راز ، آگاهى نيست .
دانشمندان در بارهء ماهيت روح ، اختلاف دارند :
بيشتر متكلمان از جمله سيد مرتضى مىگويند : روح ، جسمى رقيق و هوايى است كه در بدن حيوان وارد مىشود .
على بن عيسى گويد : جسمى هوايى است به شكل حيوان و در هر جزئى از آن حيات است ، بنا بر اين ، هر حيوانى داراى روح و بدن است . با اين تفاوت كه : در پارهاى از حيوانات ، روح غالب است و در پارهاى بدن .
برخى روح را عرض دانستهاند . اينان نيز اختلاف كردهاند :
شيخ مفيد مىفرمايد : روح ، حياتى است كه محل خود را شايستهء قدرت و علم و اختيار مىكند . برخى و جماعتى از معتزلهء بغداد نيز همين نظر را پذيرفتهاند .
اسوارى گويد : روح ، انسان است و حيات و تكليف ، براى اوست .
برخى از علما گويند : خداوند ، روح را از شش چيز آفريده است : نور ، خوشبويى ، بقا ، حيات ، علم و برترى . مىبينيد كه مادامى كه روح در بدن است ، بدن نورانى است ، مىبيند ، مىشنود و خوشبو است . اما همين كه روح از بدن خارج مىشود ، بدن بدبو مىشود و همين كه از آن مفارقت كرد ، فرسوده و متلاشى مىشود و همهء مزايا را از دست مىدهد . روح ، موجودى علوى و لطيف است ، زيرا خداوند ، در بارهء شهيدان راه حق ، مى - فرمايد :
بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ
( آل عمران 170 : بلكه آنها پيش خداى خود زنده هستند و روزى مىبرند و شاد هستند ) در حالى كه اجسام آنها در خاك ، پوسيده است .
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
: برخى گويند : خطاب به پيامبر و ديگران است . يعنى : بهرهء شما از علم منصوص ، ناچيز است ، زيرا همواره مجهولات انسان ،