تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

لغت :

رفات : هر چيز كهنه و شكسته . كلماتى كه بر اين وزن هستند ، معمولا در چيز - هاى شكسته و كهنه ، استعمال مىشوند . مثل : حطام ، دقاق ، تراب و . . . مبرّد گويد : رفات ، چيزى است كه كاملا كوفته و نرم شده باشد . فراء گويد : اين كلمه ، اسم جمع است . انغاض : حركت دادن و بلند كردن و به زير آوردن سر . شاعر گويد : « أصك نغضاً لا يني مستهدجا » يعنى : زانوانش به حركت درآمده‌اند و از شتاب عاجز نيست .

اعراب :

اذا : در محل نصب است به فعلى كه « مبعوثون » بر آن دلالت مىكند . البته معمول آن نيست ، زيرا كلمهء بعد از « ان » و لام ابتداء در ما قبل آن عمل نمىكند . بحمده : حال است ، يعنى حامدين . يدعوكم : اين جمله در محل جر است ، زيرا مضاف اليه يوم است . تستجيبون : عطف بر يدعوكم .
وَ تَظُنُّونَ إِنْ . . .
: جملهء حاليه .

مقصود :

از آنجا كه قرآن كريم ، در بارهء زنده شدن مردگان ، مطالبى بيان داشته است ، اكنون در بارهء انكار آن از طرف كفار ، مىفرمايد :
وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً
: ابن عباس گويد : رفات يعنى : غبار . و مجاهد گويد : يعنى : خاك . مقصود اين است كه منكران قيامت مىگفتند : آيا پس از آنكه مرديم و گوشت بدن ما متلاشى شد و استخوان و خاك شديم ، بار ديگر از نو آفريده خواهيم شد ؟ اين جمله ، به صورت استفهام و مقصود ، انكار قيامت است .
قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً
: اى محمد ، به آنها بگو : هر چه مىتوانيد در مخالفت ، بكوشيد . اگر مىتوانيد به محكمى سنگ و سختى آهن بشويد . . .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 150 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى