بيان آيه 159 - 160
لغت
سبط : از هرى گويد : اين كلمه به معناى فرقه است كه مثنى و جمع و مؤنث ندارد . اما « اسباط » جمع « سبط » به معناى درخت و مفرد آن « سبطة » است .
در لغت عرب ، اين كلمه به معناى اولاد است .
زجاج گويد : صحيح اين است كه سبط در اولاد اسحاق ، بمنزلهء قبيله در اولاد اسماعيل است ، زيرا از هر يك از اولاد يعقوب ، يك سبط و از هر يك از اولاد اسماعيل يك قبيله بوجود آمد . اولى را اسباط و دومى را قبايل ناميدند تا ميانشان فرق باشد .
در حقيقت اسحاق و اسماعيل هر كدام به منزلهء درختى هستند كه از آنها شاخههايى .
رسته است . علماى علم نسب نيز ، شجره نامه درست مىكنند و پدر را بمنزلهء درخت و اولاد را بمنزلهء شاخههاى آن قرار مىدهند .
اعراب
اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً
: تميز عدد « فرقة » است و حذف شده ، از همين جهت است كه عدد را مؤنث آورده است . كلمهء « اسباط » بدل است از عدد . كلمهء « امم » صفت « اسباط » است .
مقصود
اكنون بازهم بداستان بنى اسرائيل پرداخته ، مىفرمايد :
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
: جماعتى از قوم موسى هستند كه مردم را بسوى حق ارشاد مىكنند و در حكم خود تابع حق و عادل هستند .
در بارهء اين « امت » اقوالى است :
1 - اينها مردمى هستند كه در پشت كشور چين زندگى مىكنند و يك بيابان