بيان آيهء 38 تا 40
لغت :
انتهاء : سر پيچى كردن از كارى كه از آن نهى شده است .
سنة : طريقه ، سيره ، روش . شاعر گويد :
فلا تجزعن من سنة انت سرتها * فاول راضى سنة من يسيرها
يعنى : از روشى كه در پيش داشتهاى ، شكوه و ناله نكن ، زيرا اول كسى كه از روشى خشنود است ، كسى است كه آن را در پيش داشته است .
سلوف : سبقت گرفتن .
تولى : روى گرداندن . تولى از دين ، پشت كردن به آن .
اعراب :
إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا
: شرط و جزا . در اينجا فعل امر ، جواب واقع مىشود ، زيرا در معنى ، بمنزلهء خبر : « واجب عليكم العلم . . . » است .
مقصود :
اكنون خداوند ، آنها را دعوت به توبه و ايمان كرده ، ميفرمايد :
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ
سَلَفَ
: بمردم كافر بگو : اگر از شرك توبه كنند و از آن دست بردارند ، گناه پيشين آنها بخشوده خواهد شد .
وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ
: و اگر باز هم بازگشت بجنگ كنند و در راه كفر اصرار داشته باشند ، سنت خداوند در بارهء گذشتگان اين بوده است كه همواره مؤمنين را يارى و دشمنان دين را دچار ذلت و بدبختى كرده است . اينكه مىگويد :
« سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ »
و سنت را نسبت به اولين ميدهد ، بخاطر اين است كه سنت خداوند در بارهء آنها اجرا مىشده است . در جاى ديگر مىفرمايد « سنة من