مشورت كنيم . پيامبر خدا ابو لبابه را فرستاد و آنها از وى كسب تكليف كردند كه آيا به حكم سعد بن معاذ ، تسليم شوند ، يا نه ؟ ابو لبابه با دست اشاره به حلق خود كرد .
كنايه از اينكه سر شما را مىبرند و تسليم حكم او نشويد . جبرئيل نازل شد و پيامبر گرامى را از كار ابو لبابه آگاه كرد . ابو لبابه مىگويد : من هنوز از جاى خود حركت نكرده بودم . كه متوجه خيانت خودم شدم . اين آيه به اين مناسبت نازل شد .
پس از نزول آيه ، ابو لبابه ، خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفت :
به خدا چيزى نمىخورم و نمىنوشم ، تا بميرم يا اينكه خداوند توبهام را قبول كند .
هفت روز در آنجا ماند و چيزى نخورد و سر انجام بيهوش بر زمين افتاد . در اين وقت خداوند توبهاش را قبول كرد . به او خبر دادند كه توبهاش قبول شده است ، ولى او گفت : به خدا خودم را نمىگشايم ، تا وقتى كه پيامبر خدا مرا از بند بگشايد . پيامبر تشريف آورد و او را آزاد كرد . گفت : كمال توبهء من در اين است كه خانهء قومم را كه در آن مرتكب گناه شدهام ترك كنم و از اموالم چشم بپوشم . پيامبر خدا فرمود :
ثلث مال را صدقه بده ، كه كفايت مىكند . اين قضيه ، از امام صادق ( ع ) و امام باقر ( ع ) نيز روايت شده است .
مقصود :
اكنون خداوند به ترك خيانت فرمان داده ، مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ
: اى مردم مؤمن ، خدا را با ترك دستوراتش و پيامبر را با ترك سنتهايش خيانت نكنيد . گويند : هر كس چيزى از دين را ترك و تضييع كرد ، خدا و رسولش را خيانت كرده است .
وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ
: و همچنين در كارهايى كه خداوند شما را نسبت به آنها امين سپرده و انجام آنها را به شما واگذار كرده است ، خيانت نكنيد و آنها را بدون كم و كاست ، انجام دهيد . سدى گويد : كسى كه خدا و رسول را خيانت كند ، به امانت خود خيانت كرده است .
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
: شما مىدانيد كه خيانت ، كارى زشت است و عذاب بدنبال