بيان آيه 15 تا 17
لغت :
لقاء : برخورد كردن .
زحف : نزديك شدن تدريجى . ليث گويد : زحف جماعتى كه بسوى دشمن حركت كنند . جمع « زحوف » .
تولية : چيزى را دنبال چيزى قرار دادن . اين فعل دو مفعول مىگيرد . توليت بلد ، يعنى : بلد را تابع و دنبال كسى قرار دادن .
تحرف : انحراف .
تحيز : جستجوى مكان .
فئة : گروهى از مردم كه از ديگران جدا هستند . ذكر كلمهء « فئة » در اينجا خيلى بجا و مناسب است .
اعراب :
زحفا : مصدر منصوب و جانشين حال ، يعنى مجتمعين . همچنين « متحرفاً » و « متحيزا » كه حال هستند و ممكن است مستثنى باشند .
يومئذ : اعراب و بناى « يوم » هر دو جايز است . اعراب آن بخاطر اين است كه اضافه شده ، به تقدير « هذا يوم ذاك » و بناى آن بخاطر اضافه به كلمهء مبنى و حقيقى نبودن اضافه است .
مقصود :
هنگامى كه خداوند ، مسلمين را بوسيلهء فرشتگان يارى كرد و به آنها مژدهء پيروزى داد ، آنها را از فرار نهى كرد و فرمود :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ
: اين خطاب ، بقولى به اهل بدر و بقولى بعموم