تدريجاً به آنها نزديك مىكنيم ، تا در آن گرفتار شوند . برخى گويند : يعنى طورى آنها را مىگيريم كه ندانند از كدام راه رفتند ، زيرا همه بسوى من باز گشت مىكنند .
هيچكس بر من غالب نمىشود و سبقت نمىگيرد . و از دست من فرار نميكند . برخى گويند : يعنى آنها را هلاك مىكنيم و از روى زمين بر مىداريم . ضحاك گويد : يعنى آنها هر چه گناهان خود را تجديد كنند ، ما هم نعمتى براى آنها تجديد مىكنيم .
برخى گفتهاند : يعنى آنها را بتدريج به طرف كفر و گمراهى مىبريم . ولى صحيح نيست ، زيرا آيه در بارهء كفار و متضمن اين است كه در آينده آنها را متدرجاً گرفتار مىكند و اينهم بكيفر كفر آنهاست .
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
: آنها را مهلت مىدهم و در كيفر آنها تعجيل نمى - كنم ، زيرا آنها از دست من بيرون نمىروند و كيفر من سخت و دشوار است و كسى نمىتواند از آن ممانعت كند . اينكه عذاب را « كيد » ناميده ، بخاطر اين است كه بطور ناخودآگاه ، دامنگير آنها مىشود .
برخى گويند : يعنى كيفر مكر آنها سخت است . قول اول بهتر است .
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ
: اين كافران تكذيب كننده ، فكر نكردند كه مردى همچون محمد ، ديوانه نيست ، زيرا گفتار و كردار او غير از گفتار و كردار آدم مجنون است ؟ حسن و قتاده گويند : پيامبر خدا به بالاى كوه صفا رفت و قريش را بتوحيد فرا خواند و از عذاب خدا ترسانيد . مشركين گفتند : ديوانه شده است .
خداوند اين آيه را نازل فرمود .
إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
: او فقط بمردم اعلام خطر مىكند و خطرات را به آنها نشان مىدهد ، تا پرهيز كارى كنند و بدنبال اسباب ايمنى بروند .
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
:
آيا اينان در بارهء عجايب آسمانها و زمين و موجودات گوناگونى كه در آنها هستند و خداوند آنها را آفريده است ، نمىانديشند ، تا بدانند كه آنها را خالق و مدبرى است ؟ ! بديهى است كه تمام موجودات ، دليل وجود حق و يگانگى او هستند .