و از شرك و معصيت پرهيز كرده بودند ، خيرات روز افزون را از آسمان و زمين بوسيلهء باران و گياهان و ميوهها بر آنها مىگشوديم . چنان كه نوح بقوم خود وعده كرد كه اگر ايمان بياورند بركات آسمانى بر آنها نازل خواهد شد . برخى گويند : بركات آسمان استجابت دعاها و بركات زمين ميسر شدن حاجتهاست .
وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
: اما آنها پيامبران را تكذيب كردند و ما آنها را بكيفر معصيتها و مخالفتها و تكذيب پيامبران گرفتار و باران را از آنها منع كرديم و نعمتهاى زمين را از آنها دريغ داشتيم .
أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ
: آيا مردم قريهها و شهرهايى كه به تكذيب پيامبران مىپردازند ، ايمن هستند كه شب هنگام ، وقتى كه در خواب خوش فرو رفتهاند ، عذاب ما بر آنها نازل شود ؟ چنان كه بر گذشتگان نازل شد .
أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
: آيا مردم قريهها ايمن هستند كه در اول روز ، عذاب ما بر آنها نازل شود و آنها سرگرم كارهاى بىفايده باشند ؟
بديهى است كه هر كس سرگرم دنيا باشد و بآخرت توجهى نداشته باشد ، گويى سرگرم بازى است . مقصود از اهل قريه ، هر قريه و هر جمعيتى است كه سرگرم كارهاى بىفايده باشند و پيامبران را تكذيب كنند و از پرستش خداى يگانه سرباز زنند . اگر چه نازل شدن اين دو آيه بخاطر خيرهسريهاى مشركين مكه بود .
أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ
: جبائى گويد : يعنى از همهء اينها كه بگذريم ، آيا آنها ايمن هستند كه عذاب خداوند طورى آنها را فراگيرد كه خودشان هم نفهمند ؟ وى گويد :
علت اينكه عذاب را مكر ناميده ، اين است كه طورى بر آنها نازل مىشود كه ندانند و نفهمند . چنان كه مكر نيز طرف را غافلگير مىسازد . برخى گويند : مكر خدا اين است كه آنها را بوسيلهء تندرستى و طول عمر و نعمتهاى ديگر سرگرم و غافل سازد .
فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
: جز مردم زيانكار هيچكس از مكر خدا ايمن نيست .