ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ
: آن گاه زشتى را از ميان برداشتيم و بجاى آن نيكى گذاشتيم . ابن عباس و حسن و قتاده و مجاهد گويند : يعنى سختى را برداشتيم و بجاى آن آسايش گذاشتيم . اينكه سختى را « سيئه » مىنامند ، بخاطر اين است كه ناخوش آينده است .
حَتَّى عَفَوْا
: ابن عباس و مجاهد و سدّى گويند : يعنى تا اينكه بر اثر رفاه و آسايش ، جمعيت آنها بسيار شد . حسن گويد : يعنى فربه شدند . ابو مسلم گويد :
از شكر اعراض كردند .
وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ
، به يكديگر مىگفتند : رسم روزگار اين است . بر همين حال باشيد ، تا خوش باشيد . مانند پدرانتان نباشيد كه تغيير حال دادند و بيچاره شدند .
فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
: ناگهان آنها را گرفتار كرديم ، تا مايهء عبرت ديگران شود . خود آنها نميدانستند كه عذاب خدا بر آنها نازل گشته است .
هدف آيهء شريفه بيان اين مطلب است كه خداوند گاهى مردم را دچار فقر و گاهى غرق در نعمت مىكند . اگر در اين تحولات زندگى اصلاح شدند و بيدار شدند كه چه بهتر ! اما اگر در هيچ حال به خود نيامدند و به وظائف خود توجه نكردند ، ناگهان آنها را هلاك خواهد كرد . بديهى است كه عذاب و بلاى ناگهانى دشوارتر و وحشتناكتر است . از غضب خدا به خدا پناه مىبريم !