بيان آيهء 94 - 95
لغت
تبديل : گذاشتن چيزى بجاى ديگرى .
عفو : اين كلمه در اصل به معناى ترك است . مثل
« فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ »
( بقره 178 : هر كس چيزى از برادرش برايش ترك شده باشد ) بنا بر اين « عفوا » يعنى : واگذارده شدند تا بسيار گشتند . شاعر گويد :
و لكنا نعض السيف منها * با سوق عافيات اللحم كوم
يعنى : شمشير را به ساق شترانى فربه و بزرگ كوهان مىزنيم .
بغتة : ناگهانى .
اعراب
يضرعون : در اصل « يتضرعون » است كه تاء در ضاد إدغام شده ، اما عكس آن جايز نيست .
بغتة : حال .
مقصود
بدنبال نقل داستان پيامبران پيشين به منظور تسليت خاطر مبارك پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد :
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
:
در هيچ قريه يا شهرى پيامبرى نفرستاديم كه مردم آن از اطاعت او سر پيچى كنند ، جز اينكه اهل قريه يا شهر را گرفتار سختى كرديم تا تنبّه پيدا كنند و بدانند كه مقدمه عذاب آخرت است و از شرك خود دست بردارند . مقصود از « باساء » زيانهاى جانى و مقصود از « ضراء » زيانهاى مالى است . حسن گويد : اولى گرسنگى و دومى بيمارى است . سدّى گويد : اولى گرسنگى و دومى فقر است .