لكن اين مطلب بر خلاف عقيدهء عدلى مذهبان است . راست است كه خداوند معمولا گياه را بوسيله باران مىروياند ، اما قدرت دارد كه اگر مصلحت دينى و دنيوى ايجاب كند ، بدون باران گياه را بروياند يعنى نيازى به اينكه باران را واسطه قرار دهد ندارد .
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ
: زمين خوب ، بى رنج و زحمت كشاورز ، خير و بركت مىدهد و زراعت آن خوب و پرفايده است . در عين حال . همين هم خارج از امر و فرمان خداوند نيست .
وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً
: زمين ناقابل و شورهزار ، بركتى ندارد و در دادن محصول بخيل است . اين معنى از سدّى است . در عين حال براى خداوند ممكن است كه از زمين شوره زار هم محصول خوب و پرفايده ، بروياند . لكن عادت بر اين جارى نشده و اين كار خلاف مصلحت است . انسان هم روى اين حساب ، تكليف خود را بهتر مىشناسد و مىداند كه نفع و خير را از چه راهى بايد جستجو كند . از طرف ديگر ، انسان بايد توجه كند كه هر گاه براى نفع اندك دنيا اين همه تلاش مىكند .
سزاوار است كه براى نفع سرشار آخرت بيشتر تلاش كند .
كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ
: ما دلائل گوناگون خود را براى مردم سپاسگزار ، اينطور بيان مىكنيم ، مقصود اين است كه : همانطورى كه اين مثل را بيان مىكنيم ، دلائل خود را هم به گوش سپاسگزاران مىرسانيم برخى گويند : يعنى همانطورى كه آيات و دلائل را يكى پس از ديگرى براى شما بيان كرديم ، براى كسانى كه شكر نعمتهاى خدا را بجا مىآورند نيز بيان مىكنيم يكى از نعمتهاى كه خداوند به ايشان ارزانى داشته است هدايت و فراهم كردن اسباب نجات و سعادت است .
از ابن عباس و مجاهد و حسن روايت شده كه اين مطلب ، مثلى است كه خداوند در بارهء مؤمن و كافر مىزند . مىگويد : زمينها همه يكى هستند . لكن زمين باغ و گل و سنبل و زمين شورهزار ، خار و خس مىروياند . مردم نيز همه يكى هستند .
از خون و گوشت و رگ و ريشه آفريده شدهاند . اما گروهى آمادگى دارند و موعظه را مىپذيرند و گروهى سنگدل هستند و موعظه در دل آنها اثر نمىگذارد .