مقصود
از آنجا كه خداوند پيامبر خود را امر كرده بود كه از پرستش بتها تبرّى جويد .
اكنون اين نكته را بيان مىكند كه بت پرستان را دليلى و حجتى نيست ، اما پيامبر داراى دليل و حجت است . مىفرمايد :
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
به اين كافران بگو : من تابع برنامهاى روشن هستم نه تابع هواى نفس . اين معنى از زجاج است . حسن گويد : يعنى من از جانب پروردگارم ، داراى مقام نبوت هستم . جبايى گويد : يعنى مرا معجزهاى است كه روشنگر نبوت من است . اين معجزه قرآن است . ابن عباس گويد : يعنى من از جانب پروردگارم بر يقين و اطمينان هستم .
كَذَّبْتُمْ بِهِ
: حال آنكه شما قرآن را تكذيب كردهايد .
ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ
: شما از من ميخواهيد كه عذاب را زودتر بر شما نازل كنم . اما من چنين قدرتى ندارم و عذاب خدا پيش من نيست . برخى گفتهاند :
منظور معجزاتى است كه از پيامبر ميخواستند .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
: با اين جمله خداوند اعلام مىكند كه آنچه آنها ميخواهند بدست خداست . ابن عباس مىگويد : يعنى : حكم براى فيصله دادن ميان حق و باطل و نازل كردن آيات و معجزات ، بدست خداست .
يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ
: او خدايى است كه ميان حق و باطل جدا و حق را براى مردم بيان مىكند و او بهترين فيصله دهندگان است . زيرا در حكم خود ، به كسى ظلم نمىكند و از حق منحرف نميشود .
از اين جمله بر مىآيد كه خداوند منشأ ظلم و قبيح نيست و كسانى كه معتقدند ظلمها و زشتيها به حكم خداست خطا مىكند ، زيرا اينها حق نيستند و حكم خدا هميشه حق است .
قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ
: اى محمد ، به اين كافران بگو : اگر عذاب بدست من بود و مىتوانستم بنا بخواستهء شما بر شما