دائره : در اينجا دولت است كه از دست عدهاى خارج شود و بدست عدهاى ديگر قبلا در دستشان بوده است ، برسد .
حميد ارقط گويد :
كنت حسبت الخندق المحفورا و دائرات الدهر ان تدورا يرد عنك القدر المقدورا يعنى : گمان مىكردى كه حفر خندق ، سرنوشت ترا تغيير مىدهد و سختيهاى روزگار را كه در ميان مردم گردش مىكند ، رد مىكند ( اهل لغت اين كلمه را به معناى حادثه ناگوار نوشتهاند ) عسى : براى شك است . لكن در مورد خداوند مفيد قطع و حتم است ، زيرا خداوند كريم ، هر گاه مردم را نسبت به نيكى خود بطمع افكند ، در حقيقت آنان را وعده كرده است ، بنا بر اين جا دارد كه انسان به آن اميدوار شود .
فتح : داورى و فيصله دادن . قاضى را « فتّاح » گويند : زيرا حكم را مىگشايد و كار را فيصله مىدهد .
شأن نزول
در سبب نزول آيه ، اختلاف است . اگر چه حكم آيه نسبت بهمهء افراد مؤمن ، عموميت دارد . عطيهء بن سعد عوفى و زهرى گويند :
- پس از هزيمت بدريان ، مسلمانان بدوستان يهودى خود گفتند : پيش از آنكه به سرنوشت بدريان دچار شويد ، مسلمان شويد .
مالك بن ضيف گفت :
- از اين كه جمعى از قريش را غافلگير كرده ، آنها را شكست داديد ، مغرور شدهايد ؟ ! بدانيد ، هر گاه تصميم بگيريم كه با شما جنگ كنيم ، دستهاى شما براى جنگ با ما از كار مىافتند .
عبادة بن صامت خزرجى ، خدمت پيامبر گرامى شتافت و گفت :
- اى پيامبر خدا ، مرا دوستانى است از يهود كه داراى شوكت و قدرت هستند .
اكنون در پيشگاه خدا و پيامبرش ، از دوستى آنها بيزارى مىجويم . مرا دوستى جز