بيان آيهء 51 - 52 - 53
قرائت
ابن عامر و ابن كثير و نافع « يقول » را بدون واو و ديگران « و يقول » با واو قرائت كردهاند . همچنين همهء قراء ، كلمه را بضم لام خواندهاند ، بجز ابو عمر كه بفتح خوانده است .
حذف واو بخاطر اين است كه در جملهء معطوفه ، ذكرى از جملهء معطوف عليه آمده است زيرا « ا هؤلاء الذين » اشاره است به « الذين فى قلوبهم مرض . . . » بنا بر اين جايز است كه « يقول الذين . . . » را با واو يا بدون واو آوريم .
براى نمونه ، در سورهء كهف ( آيه 22 ) مىفرمايد :
« سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ . . . »
در اين آيه جملههاى :
« رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ »
و
« سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ »
بدون واو عطف آمده و جملهء
« وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
با واو عطف و اين بخاطر اين است كه هر يك از جملههاى معطوف و معطوف عليه ، بر يكديگر مشتمل هستند .
علت نصب « يقول » اين است كه « ان ياتى » را بدل از « اللَّه » گرفته ، آن گاه « و يقول » را عطف بر آن دانسته است . در آيهء :
« وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ »
( كهف 63 )
« أَنْ أَذْكُرَهُ »
بدل است از ضمير يعنى « عسى ان ياتى اللَّه بالفتح و يقول » و رفع آن به خاطر اين است كه جملهاى بر جملهاى عطف شده است .
لغت
اتخاذ : اعتماد بر چيزى براى كمك گرفتن از آن . لا تتخذوا : اعتماد مكنيد .
اصل اين كلمه ، اخذ است .
اولياء : جمع ولى ، ياران