اين است كه براى هلاك و سركوبى آنها بعضى از گناهانشان كافى است .
3 - منظور اين است كه آنها چون تمرد امر خدا كردهاند ، خداوند مىخواهد قسمتى از كيفر آنها را در همين دنيا قرار دهد ، زيرا كيفر دنيوى در مقابل همهء گناهان نيست ولى كيفر آخرت ، براى همهء گناهان است .
حسن گويد : اين كيفر همان اخراج يهوديان بنى النضير از مدينه است . آنها بخاطر اينكه كافر شدند و كتمان حق كردند ، بكيفر جلاى وطن ، مبتلا شدند و بقولى منظور يهود بنى قريظه است كه بر اثر پيمان شكنى در جنگ خندق ، بكيفر قتل گرفتار شدند .
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ
: در اينجا خداوند پيامبر را تسلى مىدهد به اينكه از اقرار نكردن آنان به نبوتش ناراحت نشود ، زيرا اهل ايمان كم و اهل فسق بسيارند ، بنا بر اين سزاوار نيست كه رفتار آنان بر حضرتش دشوار و گران آيد .
آن گاه به منظور انكار رفتار آنان مىفرمايد :
-
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ
: مجاهد گويد : منظور يهوديان است . جبايى نيز همين معنى را اختيار كرده ، گويد : روش آنها جاهلانه بود ، زيرا هر گاه ضعيف و مستمندى خطا ميكرد ، او را بكيفر مىرسانيدند و هر گاه يكى از اعيان و اشراف ، مرتكب خطايى مىشد ، از كيفرش خوددارى مىكردند ، از اينرو به آنان گفته شد : آيا شما حكم جاهليت - يعنى بت پرستان - را طلب مىكنيد ، در حالى كه شما پيروان كتاب آسمانى هستيد ؟ ! و بقولى : منظور هر كسى است كه دنبال حكم غير خدا را بگيرد ، زيرا او با اينكارش ، حكم جاهليت را طلب كرده است . در خوارى و فرومايگى او همين بس كه حكمى را طلب كند كه از روى جهل است نه علم !
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
: پيش مردمى كه اهل يقين و ايمان هستند ، حكم احدى بهتر از حكم خدا نيست . جبايى گويد « لام » به معناى « عند » است . در صورتى كه معنى بهم باشد و اشتباهى در ميان نباشد ، آمدن « لام » به معناى « عند » ضررى ندارد . هر گاه گفته شود : « الحكم لهم » بخاطر اين است كه آنها حكم را مىپسندند و هر گاه گفته شود : « الحكم عندهم » به خاطر اين است كه به صحت آن علم دارند .