بيان آيهء 49 - 50
قرائت
يبغون : ابن عامر به تاء و ديگران به ياء خواندهاند . قرائت ياء به صيغهء غايب است به خاطر اينكه « ان كثيرا من الناس لفاسقون » غايب است و قرائت تاء به صيغهء مخاطب است به تقدير : « قل لهم يا محمدا فحكم الجاهلية تبغون »
اعراب
أَنِ احْكُمْ
: در محل نصب و عطف بر « الكتاب » به تقدير : « و انزلنا اليك الكتاب و ان احكم بينهم بما انزل اللَّه » ممكن است در محل رفع باشد به تقدير : « و من الواجب ان احكم بينهم بما انزل اللَّه » فعل امر مىتواند صلهء « ان » واقع شود ولى نمىتواند صلهء « الذى » واقع شود ، زيرا « ان » حرف و با ما بعد خود بمنزلهء يك كلمه است ، لكن « الذى » اسم ناقص و صلهء آن بمنزله صفت آن و محتاج ضميرى است كه به آن باز گردد .
فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ
: مفعول به براى « يبغون » .
حكماً : تميز نسبت .
مقصود
وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ
: بار ديگر پيامبر گرامى را مامور مىكند كه در ميان اهل كتاب بر طبق فرمان خدا حكم كند و از هواهاى آنها پيروى نكند .
اين تكرار داراى دو فايده است :
1 - آنها دو بار از پيامبر خدا نظر خواستند : يكى دربارهء زناى محصنه ، ديگرى دربارهء قصاص قتل . خداوند هم دو بار به پيامبر دستور داد كه در ميان آنها بفرمان خدا حكم كند . اين وجه از جبايى و جماعتى از مفسران است . از امام باقر ع نيز روايت