تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي
: و روح را به امر خداوند در آن مىدميدى و مرغى مىشد . كلمهء « طير » هم مذكر و هم مونث است . مونث بودن آن به اعتبار معناى آن يعنى جمع بودن و مذكر بودن آن به خاطر لفظ است . مفرد آن « طائر » است . مثل « ظاعن ، ظعن ، راكب ، ركب » . مقصود اين است كه همين كه عيسى در آن نفخ ميكرد ، خداوند ، كالبد خاكى را تبديل به گوشت و پوست و خون و استخوان و پر و بال ميكرد و او را بزيور حيات مىآراست ، بنا بر اين به امر و ارادهء خداوند مرغ زنده‌اى مىشد ، نه به فعل عيسى .
وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي
: و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مىدادى . يعنى دعا ميكردى و من اجابت ميكردم .
وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي
: و يادآور هنگامى كه براى زنده شدن مردگان به درگاه من استغاثه ميكردى و من خواهش ترا مستجاب و مردگان را زنده ميكردم و از قبر بيرون مىآوردم ، تا مردم آنها را ببينند . بيرون آوردن مردگان را به عيسى نسبت مىدهد ، بخاطر اينكه بدعاى او بود .
وَ إِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ
: و آن گاه كه با بينات و دلائل واضح ، نزد بنى اسرائيل آمدى و آنها از روى كفر و عناد ، مىخواستند ترا بكشند و من آنها را از كشتن تو باز داشتم . ممكن است اين بازداشتن ، از روى لطف باشد يا از روى قهر و منع . همانطورى كه جلو كسانى كه مىخواستند پيامبر اسلام را بكشند ، گرفت .
فَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
: و آنان كه منكر نبوت تو بودند ، گفتند : اين نيست مگر سحر آشكار . يعنى آنچه را عيسى آورده است ، سحرى ظاهر و هويداست . بديهى است كه در آغاز آيه كه خداوند مىفرمايد : اى عيسى نعمت‌هاى مرا نسبت به خود و مادر خود ياد كن . . . منظور اين است كه براى قوم خود كه ترا تكذيب كردند - بگو تا بر آنها اتمام حجت شود ، زيرا آنان ترا خداى خود خواندند . سپس به تفصيل آن نعمتها پرداخت .