تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

مقصود

در آيات پيش ، گفتار جاهلانهء مسيحيان را نقل كرد ، اكنون در مقام احتجاج با آنها بر آمده ، مىفرمايد :
- مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
: همانطورى كه پيامبران پيش از مسيح با همهء معجزاتى كه داشتند ، خدا نبودند ، مسيح نيز خدا نيست . كسى كه مدعى خدايى وى شود ، مثل كسى است كه مدعى خدايى آنان شود ، زيرا همهء آنها در مقام و منزلت ، مساوى هستند .
وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ
: حسن و جبايى گويند : يعنى مادرش آيات خدا و منزلت فرزند خود و مطالبى را كه از وى مىشنيد ، تصديق مىكرد . چنان كه مىفرمايد :
« وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ
( تحريم 12 : و مريم بكلمات خدا و كتابهاى آسمانى تصديق كرد ) برخى گويند : « وى را صديقه ، ناميده‌اند ، زيرا بسيار راست مىگفت و از اين راه مقامى شايسته كسب كرده بود .
كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ
: در اينباره دو قول است : 1 - اين جمله ، احتجاجى است با مسيحيان كه : كسى كه از زنى تولد شود و غذا بخورد ، نمىتواند خدا باشد ، زيرا مثل همهء مردم ديگر ، به خداوند نيازمند است . مقصود اين است كه مسيح و مادرش - مثل همهء مردم - با غذا زندگى مىكردند ، بنا بر اين كسى كه قوام حياتش بوسيلهء غذاست ، چگونه ممكن است خدا باشد ؟ ! اين معنى از ابن عباس است . 2 - اين جمله ، كنايه از قضاى حاجت است . زيرا خوردن طعام ، مستلزم حدث و قضاى حاجت است . از آنجا كه اصل را ذكر كرده ، مثل اين است كه عاقبت آن را هم ذكر كرده است .
انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ
: پيامبر و امتش را مامور مىكند كه دربارهء مطالبى كه براى ابطال عقايد مسيحيان گفته است ، بينديشد .
ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
: سپس آنها را امر مىكند كه بينديشند در بارهء اينكه چگونه مسيحيان از حق - كه نتيجهء تدبر در آيات است - منصرف مىشوند . بنا بر اين نگاه و تامل نخست ، در بارهء فصل جميل خداوند است كه دلايل خود را آشكار و شبه‌هاى