بيان آيهء 75 - 76 - 77
لغت
صديقه : صيغهء مبالغه از « صدق » افك : دروغ ، بازگرداندن از حق . شاعر گويد
ان تك عن احسن المروئة ما * فوكا ففى آخرين قد افكوا
يعنى : اگر تو از نيكوترين جوانمرديها دستت كوتاه است ، در ميان قومى زندگى كردهاى كه آنها نيز چنين بودهاند .
مىگويند : « ارض مأفوكة » يعنى زمينى كه از باران محروم است . « مؤتفكات » يعنى چيزهايى كه بوسيلهء بادها درهم ريخته شدهاند .
ملك : قدرت برگرداندن چيزى .
نفع : انجام چيزى كه در آن لذت و سرور باشد . مثل : لذتهايى كه براى حيوان حاصل مىشود و مال و وعده .
ضرر : انجام چيزى كه در آن درد و غم باشد . مثل دردهاى حيوان و سخنان ناپسند .
اهواء : جمع هوى
اعراب
غَيْرَ الْحَقِّ
: نصب آن بر دو وجه است : 1 - حال از « دينكم » يعنى « لا تغلوا فى دينكم مخالفين للحق » 2 - بنا بر استثناء . يعنى « لا تغلوا فى دينكم الا الحق » بنا بر اين « الحق » مستثناى از غلو در حق است و بدينترتيب « غلو در حق » به معناى پيروى آن جايز است .