ثُمَّ كَفَرُوا
: آن گاه به عيسى كافر شدند
ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً
: سپس بر كفر خويش نسبت به حضرت محمد ص افزودند . اين قول از قتاده است .
2 - مقصود كسانى است كه به موسى ايمان آوردند ، آن گاه پس از موسى كافر شدند ، سپس بعزيز ايمان آوردند ، سپس به عيسى كافر شدند و پس از آن بر كفر خود نسبت به پيامبر گرامى اسلام ، افزودند . اين قول از زجاج و فراء است .
3 - مقصود ، طايفهاى از اهل كتاب است كه مىخواستند گروهى از اصحاب پيامبر گرامى اسلام را دچار شك و حيرت سازند . از اينرو پيش آنان اظهار ايمان مىكردند ، سپس مىگفتند : براى ما شبههء تازهاى پيدا شده است و كافر مىشدند و از راه پايدارى و ثبات بر كفر تا هنگام مرگ بر كفر خود مىافزودند . اين قول از حسن است . و مؤيد اين معنى است آيه :
« وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ »
( سوره آل عمران 72 يعنى طايفهاى از اهل كتاب گفتند در اول روز به قرآن ايمان آوريد و در آخر روز كفر بورزيد ، شايد مسلمانان تغيير عقيده دهند ) 4 - مجاهد و ابن زيد گويند : مراد منافقانى است كه : ايمان مىآوردند ، سپس مرتد مىشدند آن گاه ايمان مىآوردند و سر انجام كافر مىشدند و بر كفر خود جان مىسپردند .
ابن عباس گويد : هر منافقى كه معاصر پيامبر گرامى اسلام ، بوده ، داخل در اين آيه است .
لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ
: اينان را خداوند با اظهار ايمان نمىآمرزد ، زيرا اگر باطن آنان مانند ظاهرشان بود ، پس از ايمان كافر نمىشدند .
وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا
: و آنها را به راه بهشت ، هدايت نمىكند ، چنان كه بعداً فرموده است :
« وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ »
( همين سوره 169 ) يعنى آنها را براهى جزء راه جهنم ، هدايت نخواهد كرد . ممكن است مقصود اين باشد كه خداوند آنها را