برخى گفتهاند : براى تعليم سگان حدى نيست ، هر گاه بدستورى كه گفته شد ، عمل كند ، براى شكار تعليم يافته است . مؤيد آن روايتى است كه اصحاب ما نقل كردهاند :
« هر گاه سگى از مجوسى گرفته شود و در همان حال براى شكار تحت تربيت قرار گيرد و شكار كند ، خوردن گوشت كشتهء او جايز است » قبلا اشاره كرديم كه : « از نظر اهل بيت ( ع ) حيوانى كه بوسيلهء حيوانات شكارى ديگرى - غير از سگ - شكار شود ، حلال نيست ، مگر اينكه ذبح شود .
آنان كه شكار حيوانات ديگر را حلال مىشمارند ، گويند : آموختگى باز اين است كه پس از رها شدن ، نزد صاحب خود باز گردد و آموختگى حيوانات شكارى ديگر ، اين است كه : به طرف شكار فرستاده شود و براى صيد آن حركت كند و چون صيد را بچنگ آورد بدعوت صاحب خود ، نزد او باز گردد . هر گاه حيوانى ، چنين باشد ، تعليم يافته است و مىتوان از شكار آن خورد ، خواه خودش از آن خورده باشد ، يا نخورده باشد . اين مطلب از سلمان ، سعد بن ابى وقاص و ابن عمر است .
ديگران گفتهاند : اگر حيوان شكارى چيزى از شكار بخورد ، نبايد آن را خورد .
اين مطلب را از على عليه السلام ، شعبى و عكرمه روايت كردهاند .
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
: از آنچه سگان شكارى براى شما گرفتهاند ، بخوريد .
اين جمله ، مؤيد عقيدهء كسى است كه گويد : هر گاه سگ از شكار چيزى تناول كند ، نبايد از آن خورد ، زيرا براى خودش صيد كرده است .
يكى از شرايط حلال بودن شكار سگ ، اين است كه صاحب آن ، هنگام فرستادن ، نام خدا را ببرد . پس اگر نام خدا را نبرد ، شكار حلال نيست ، مگر اينكه پيش از مردن آن بتواند بر طبق احكام دين ، ذبحش كند و حد اقل در موقع ذبح ، گوش يا دم يا چشمش را حركت دهد . چنان كه مىفرمايد :
وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ
: ابن عباس ، حسن و سدى گويند : مقصود اين است كه پيش از فرستادن سگ نام خدا را ببرند .
برخى گفتهاند : منظور اين است كه در موقع سر بريدن حيوانات حلال گوشت ،