بيان آيه 1
قرائت
حرم : مشهور اين كلمه را به دو ضمه قرائت كردهاند ، لكن در قرائت غير مشهور به سكون راء آمده است . برخى گفتهاند : سكون راء بخاطر اجتناب از تكرار ضمه ، بهتر است .
لغت
اوفوا : وفا كنيد . اين كلمه ، فعل امر از باب افعال است . در لغت اهل حجاز ، « وفى » و « اوفى » بيك معنى است .
عقود : جمع عقد ، اين كلمه مصدر و به معناى اسم مفعول به كار رفته است .
عقد ، از پيمانها و قراردادهاى بسيار مؤكد است . فرق آن با عهد ، اين است كه در عقد ، معناى اعتماد و بستن و گره زدن وجود دارد و حتماً ميان دو نفر ، بسته مىشود : حال آنكه عقد ، ممكن است مربوط به يك نفر باشد . مثلا : عهد كردم كه دود نكشم .
بنا بر اين هر عهدى عقد نيست .
همانطورى كه اشاره شد ، اصل عقد ، بستن است . مثل بستن ريسمان و . . .
حتى در مورد بسته شدن و غليظ شدن مايعات نيز به كار رفته است . شاعر عرب ، عنتره گويد :
و كانَّ ربّاً او كحيلا معقداً * حش الوقود به جوانب قمقم
يعنى گويى رب يا كحيل ( براى چرب كردن شتران به كار مىرفته ) بستهاى است كه آتش به اطراف ظرف آن افروخته شده است ( برخى گفتهاند شاعر عرق شتر خود را وصف مىكند . ) بهيمه : نام هر چار پايى است ، اعم از خشكى و دريايى . زجاج گويد : هر