جاندار بى خردى ، بهيم است . علت اينكه بهيمهاش نام نهادهاند ، اين است كه از لحاظ نداشتن قوه تميز ، دنيا برايش مبهم است .
حرم : جمع حرام ، در اينجا مصدر به معناى اسم فاعل است . يعنى محرم و كسى كه لباس احرام به تن دارد . شاعر گويد :
فقلت لها فيء اليك فاننى * حرام و انى بعد ذاك لبيب
يعنى به او گفتم باز گردد ، زيرا من محرم هستم و بعد از آن نيز اقامت خواهم كرد .
اعراب
ما يُتْلى عَلَيْكُمْ
: در محل نصب و مستثنى است .
غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ
: برخى گفتهاند : حال است از ضمير « اوفوا » كه همان مؤمنين است . كسايى گويد : حال است از ضمير « لكم » ربيع گويد : حال است از ضمير « عليكم »
وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
: جمله حال و منصوب . صاحب حال « غير محلى الصيد » است .
الصيد : لفظ آن مضاف اليه و مجرور و محل آن منصوب است .
مقصود
در آغاز سوره ، خداوند ، مردم مؤمن را مخاطب ساخته مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
: اين خطاب ، براى تعظيم و تجليل است .
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
: ابن عباس و جماعتى از مفسران گويند : يعنى اى مؤمنان به عهدها و قراردادها وفا كنيد .
اقوال در باره عقود
1 - ابن عباس ، مجاهد ربيع بن انس ، ضحاك ، قتاده و سدى گويند : مقصود پيمانهايى است كه مردم جاهليت با يكديگر مىبستند تا يكديگر را در برابر ستمكاران و متجاوزان يارى كنند 2 - ابن عباس - بنا بروايت ديگر - گويد : مقصود پيمانهاى الهى است با بندگان ، بنا بر اين پيمانها مردم موظفند كه به خداوند ايمان آورند و در آنچه حرام