بيان آيات 176
لغت
كلاله : در بارهء اين كلمهء در اول سوره بحث شد استفتاء : سؤال از حكم
اعراب
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ
: در اينجا تنازع دو فعل بر سر « فى الكلاله » است . بهتر اين است كه فعل دوم عمل كند و براى فعل اول « فى الكلاله » را مقدر بدانيم . در قرآن ، عمل فعل دوم ، اولى است بدليل :
« إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ »
( منافقون 5 ) در اينجا فعل دوم در « رسول اللَّه » عمل كرده نه اول ، زيرا اگر اول عمل كرده بود چنين گفته مىشد : « تعالوا يستغفر لكم الى رسول اللَّه » در ادبيات عرب نظاير آن بسيار است مثل :
و كمتاً مدماةً كان متونها * جرى فوقها و استشعرت لون مذهب
يعنى اسبهاى سرخى كه گويى بر پشت آنها پارچههاى زربفت افكندهاند . در اين بيت ، مورد نزاع « لون » است كه فعل دوم در آن عمل كرده و فعل اول عمل نكرده است .
إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ
: اين اسم مرفوع است بفعل مقدر كه فعل ظاهر آن را تفسير كرده است و اظهار آن جايز نيست
فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ
: در اينجا اگر كلمهء « اثنتين » ظاهر نمىشد ، الف « كانتا » بر آن دلالت مىكرد . علت ظهور آن : تاكيد ضمير يا بيان اين مطلب است كه منظور دو نفر بودن است و صغر و كبر ، در آن اثرى ندارد .
رِجالًا وَ نِساءً
: بدل از « اخوة »