تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آمدن پيامبران را حجت بدانيم و عقل را از اين منصب معزول داريم ، به دو اشكال بر مىخوريم : 1 - ما هنگامى مىتوانيم پيامبرى را راستگو بدانيم كه به توحيد و عدل خداوند پى برده باشيم . بنا بر اين هر گاه توحيد و عدل خداوند را ثابت نكرده باشيم ، راهى بسوى معرفت پيامبر و راستگويى او نداريم . 2 - اگر فقط پيامبران وسيلهء اتمام حجت باشند و عقل را در اين راه ، سهمى نباشد ، هر پيامبرى نيز احتياج دارد كه پيامبرى ديگر ، راستگويى او را تصديق كند . كه بالآخره سر از تسلسل و بى نهايت بيرون مىآورد . و بطلان آن در جاى خود ثابت شده است . بنا بر اين كسانى كه به اين آيه استدلال كرده‌اند كه : تكليف هنگامى صحيح است كه پيامبرى بيايد ، از راه صواب بدور افتاده‌اند . زيرا عقل و حجيت آن را فراموش كرده‌اند .
وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
: خداوند بر انتقام از عاصيان و كافران توانا و در دستورها و كارهاى خود حكيم است .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 154 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى