كه معناى خدعه منافقان با خداوند متعال اين است كه آنان بر حسب ظاهر ، اظهار ايمان مىكنند و جان و مال خود را محفوظ مىدارند . حسن و زجاج گويند : آنان با پيامبر ، خدعه مىكردند و همانطورى كه خداوند متعال ، بيعت پيامبر را در آيه :
« إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ »
( سوره فتح 10 ) بيعت خود دانسته ، در اينجا نيز خدعهء با پيامبر را خدعهء با خود به حساب آورده است .
معناى خدعهء خداوند با آنان ، اين است كه كيفر خدعهء آنان را مىدهد چنان كه در آيهء :
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »
( سوره بقره 15 يعنى آنها را استهزا مىكند ) گفتيم كه خداوند در حقيقت كيفر استهزاى آنان را مىدهد .
برخى گفتهاند : خدعهء خداوند ، همان حكم خداوند است به محفوظ بودن جان و مالشان ، با علم به اينكه آنها دروغ مىگويند .
حسن و سدى و جماعتى از مفسران گويند : خدعهء خداوند ، اين است كه در روز قيامت ، نخست به آنها نورى مىدهد كه با مسلمانان حركت كنند سپس نور را از آنها سلب مىكنند و ميان ايشان و مسلمانان ، ديوارى قرار مىدهد .
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى
: و چون به نماز برخيزند ، با كسالت و بيحالى و خلاصه عدم اشتياق ، به پا مىايستند .
يُراؤُنَ النَّاسَ
: آنان عبادات را به منظور قرب به حضرت ربوبى ، انجام نمىدهند .
تنها منظورشان اين است كه موقعيت خود را در ميان جامعهء اسلامى حفظ كنند و از كيفر قتل و مصادرة اموال مصون بمانند . هر گاه مسلمانان آنها را ببينند ، نماز مىخوانند و چهره بر خاك مىسايند و هر گاه كسى آنها را نبيند و مسلمانى نباشد كه عمل اين سالوسهاى متظاهر را بنگرد ، از خواندن نماز سر باز مىزنند . اين معنى از قتاده و ابن زيد است .
عياشى به اسناد خود از امام صادق نقل كرده است كه : از پيامبر بزرگوار اسلام پرسيدند : نجات در چيست ؟ فرمود : نجات در اين است كه با خداوند ، خدعه نكنيد كه خداوند نيز با شما خدعه مىكند - يعنى كيفر خدعهء شما را مىدهد - زيرا هر كس با خداوند خدعه كند ، كيفر خدعهء خود را از جانب خداوند متعال مىبيند و اگر متوجه